دانلود پايان نامه کارشناسي رشته الهيات با موضوع تصوف اسلامي

دانلود پايان نامه کارشناسي رشته الهيات با موضوع تصوف اسلامي

دانلود-پايان-نامه-کارشناسي-رشته-الهيات-با-موضوع-تصوف-اسلامي

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد صفحات پايان نامه: 140 صفحه

در اين پست مي توانيد متن کامل پايان نامه کارشناسي رشته الهيات با موضوع تصوف اسلامي را  با فرمت ورد word دانلود نمائيد:

 

 مقدمه :

ديدار محبوب ونيل به لقاي دوست يک هدف متعالي است وعارفان همواره آن را سر لوحه طريقت خود قرار داده اند .در عرفان به اين ديدار ،شهوديا مشاهده گفته مي شود .موضوع اصلي اين پژوهش بررسي کشف وشهود در پنج کتاب اصلي :اللمع ،اسرالتوحيد،رساله قشيريه، کشف المحجوب وتذکره الاولياء است.

از آنجا که تحقيق مدون ومکتوبي درباره اين موضوع تا به امروز ارائه نشده است ،نگارنده را بر آن داشت تا با بررسي وژرف نگري بيشتر به اين مهم بپردازد.

مطالعه متون عرفاني ،حالات روحي عارفان در هنگام مکاشفه وسخنان شطح آلودي که تحت تأثير جذبه الهي بر زبان مي اورند ،قند مکرر است که با تکرار آن از تأثير شگرف وعميق آن کاسته نمي شود .بحث کشف وشهود ،حس کنجکاوي شيريني را بر مي انگيزد تا با اشتياق هرچه تمام تر ،منابع آن مورد بررسي قرار گيرد .

در اين جا با پيروي از کلام مبارک حضرت علي (ع) که فرموده اند :«من علمني حرفاً فقد سيرني عبداً» بر خود لازم مي دانم از استاد ارجمند ،خانم دکتر پناهي که به عنوان استاد راهنما ،صميمانه مرادر پيشبرد اهداف اين پژوهش ياري کردند ،تشکر وقدرداني نمايم .همچنين از آقاي دکتر فقيهي که به عنوان استاد مشاور ،از نظرات ارزشمند ايشان بهره مند شدم ،کمال تشکر وقدرداني را دارم.

چکيده:

سؤال بنيادين اين پژوهش ،تعريف کشف وشهود ،انواع آن ومصاديق عملي در متون عرفاني :اللمع ،اسرار التوحيد ،رساله قشيريه ،کشف المحجوب ،تذکره الاولياء است .همچنين راههاي رسيدن به کشف وشهود در سه مکتب زهد ،کشف وشهود وحدت وجود ،بررسي شده است.

فصل اول مبحثي از تعاريف کلي را تشکيل مي دهد در فصل دوم به رهاهاي رسيدن به کشف شهود در مکاتب مختلف ساخته شده است در فصل سوم مکاشفه ، مشاهده و مهاظره بررسي شده است و مصاديق عملي کشف و شهود از کتابهاي اصلي گردآوري شده است. از نظر بسامدي در جدولي ارائه شده ومورد مقايسه قرار گرفته است.

مکاشفه در هر مرحله مراتبي دارد که بسته به وضعيت روحي سالک او را در جايگاه خاصي قرار مي دهد ودر رويت حقايق عالم ونائل شدن به ديدار پروردگار او را ياري مي دهد .

لطف وجذبه الهي به عنوان يک راه ميانبر همواره مورد توجه عارفان بوده است ودر اين پژوهش به عنوان کشش آن سويي از آن ياد شده است.هنگامي که عارف به وصال پروردگار خويش دست مي يابد،تحت تأثير احوال روحي خاصي قرار مي گيردوممکن است سخناني به ظاهر نامعقول بر زبان آورد به اين سخنان شطح گفته مي شود منابع شطحيات بيشتر قرآن ،حديث والهام است.

فصل اول :

تعاريف

 منشأ پيدايش تصوف اسلامي :

از آنجا که فطرت آدمي خداياب است ،انسانها در هر دين وآئين جوياي مبدأ حقيقت وآفرينش بوده اند  .به طور کلي سه نظريه در باره پيدايش تصوف اسلامي وجود دارد :

دسته اول : منشأ مسيحي براي آن قائلند .افرادي چون « آ.فون کرمر» که منشأ تصوف اسلامي را در زهد مسيحيت وعناصر بودايي مي داند. وافرادي همچون : « آ، مرکس » ،« ادوارد براون»،« ب ،ماکدونالد» ،« بن زيلک» ،« ف .س. مارچ»و « مارگارت اسميت» اين نظريه را پذيرفته اند .

« م.آستين پالا سيوس» بر اين اعتقاد است که مسيحيت وتصوف عناصر مشترکي را از يکديگر أخذ کرده اند برخي به تأثير غير مستقيم تصوف از مسيحيت قائل هستند ،مانند عناصر وحدت وجود که در فرقه هاي مسيحيت مانند « حنانه»(Henaniens) تأثير نهاده است وفقر ودر يوزگي در طايفه مصليان (messalliens) وجود داشته است.

گروه دوم منشأ تصوف اسلامي را ،آيينهاي قبل از اسلام در ايران دانسته اند .

بنا بر شواهدي که از رگه هاي عرفان در دين زرتشت به جا مانده است ،همواره سعي وعمل از اصول تعاليم زرتشت محسوب مي شده است.در دين زرتشتي کار و زندگي مادي با عوالم روحاني منافات ندارد .

در «ونديداد» آمده است آنجا که انسان عبارت مي کند ،سکنا مي گزيند ،تشکيل خانواده مي دهد، وگله داري مي کند، مبارک ترين نقطه زمين است. همانطور که ملاحظه مي کنيد، اين تفکر جايي براي گرايش به زهد و فقر باقي نمي گذارد . روزه که يکي از ويژگيهاي زندگي زاهدانه است در دين زرتشت نه تنها جايگاهي ندارد، بلکه بسيار مذموم نيز شمرده مي شود . امري که در اديان ديگر و حتي اسلام مورد توجه قرار گرفته است.

با آوردن شواهد بالا ، اين نظريه نيز باطل مي نماريد ، چرا که ثنويت آيين زرتشتي قابليت پذيرفتن تفکراتي چون «وحدت وجود» را ندارد. گرسنگي در نزد زرتشتيان گناه شمرده مي شود .

جسم از جمل? خير هاست و رياضت دادن به آن ناپسند است.

دسته سوم آنهايي هستند که منشأ هندي براي تصرف قائلند . « ريچاردهارتمان» و«مارکس هورتن» تصرف را از منابع اديان هند مأخوذ مي دانند.

عرفان هندي همواره به دنبال اين دغدغه بوده است که انسان به عنوان يک موجود جزئي و فنا ناپذير خود را به مبدأ هستي متصل نمايد. مشرب فکري عرفان هندي ازآبشخور تعليمات اوپانيشاد سرچشمه   مي گيرد. بزرگترين مصيبتي که سالک در عرفان هندي با آن مواجه مي شود ، جدايي از برهماست. راه چاره و رهايي از اين فراق ، تصفيه باطن از هواهاي نفساني و عبور از تنگناهايي است که به آن – سمساره –     مي گويند.عارف هندي سعي دارد که به نوعي معرفت دست يابد که اساس آن مبتني بر شهود و تعاليم روحاني اوپانيشاد داشت. در اين عرفان سالک با راهنمايي برهمن به يوي زندگي هدايت مي شود که فقر ورهبانيت از مباني اصلي آن شمرده مي شوند. امري که در اسلام بارها مسلمين ازآن بازداشته شده اند .

گروه چهارم براي تصرف منشأاسلامي قائل هستند و آن را پديد ه اي اسلامي مي شمارند .آنها فلسفه عقلي واستنتاجي تصوف را تحت حکمت نوافلاطوني يوناني مي دانند . افرادي مانند « وينفلد» ، «براون» و«نيکلسون» از اين دست هستند.

در يک جمع بندي کلي مي توان گفت که عرفان در هر دين ، آيين و آداب همان دين را مي پذيرد . با اين همه شباهت که بين مشرب هاي فکري در تصوف وجود دارد، منشأ اصلي عرفان اسلامي رادر هيچ کدام از آنها نمي توان جستجو کرد ، وجود اين شباهت ها ، ناشي از يک منبع واحد است و فطرت جستجو گر انسان در پي متصل کردن اين شباهت ها به يکديگر مي باشد .

از محققين معاصر افرادي مانند استاد مرتضي مطهري در کتاب « خدمات متقابل اسلام وايران» وآقاي هاشم رضي در کتاب «دين و فرهنگ ايراني پيش از عصر زرتشتيان » دربار? پيدايش اولين رگه هاي عرفان در ايران به تفصيل به بحث پرداخته اند.

ذکر اين نکته ضروري است که اسلام به عنوان يک دين کامل، به دور از هر گونه افراط و تفريط، از جهت نظري ،از آبشخور قرآن و احاديث نبوي و اقوال پيشوايان ديني سيراب مي شود، واز جنبه علمي ،سيرت رسول الله وائمه اطهار الگوي علمي مسلمين را در برمي گيرد .

مکتب زهد:

پيروان اين مکتب به اقتضاي اصول شريعت به ظاهر کتاب وسنت مي نگرند . صفت غالب وشاخص اين دسته از صوفيان تقيد بي چون وچرا به ظواهر شريعت است.

لويي ماسينيون در تحقيقات خود مراحل ابتدايي روند تصوف را با پيروي از احاديث پيامبر اکرم ( ص)     مي داند .لويي ماسينيون دلايل گرايش مسلمين به زندگي زاهدانه راتجسم سوره هاي قرآن با وعده هاي ووعيدها وتصور عذاب جهنم تلقي کرده است .او معتقد است ،همه اين عوامل باعث شده ؛تصويري که از خداوند در اذهان مسلمين نقش مي بندد خشن وبسيار رعب آور باشد.داشتن چنين روحيه اي باعث شد که مسلمين براي رهايي از کيفر روز جزا به ريز ترين دستورات ديني عمل کنند.بدين ترتيب اين مسلمانان نخستين بنيانگذاران تصوف زاهدانه بود از ويژگيهاي بارز اين افراد ،تکرار ذکر نام خداوند وتوجه بسيار در تشخيص حلال وحرام از يکديگر بود .

پاولويچ پطروفسکي اين نظريه را رد کرده است .او دلايل گرايش مسلمين به تصوف زاهدانه را اين گونه توصيف کرده است : فساد مالي بني اميه ،اسرافکاريهاي بني عباس ومقايسه زندگي حاکمان توسط مسلمين با زندگي پيامبر اکرم (ص) وخلفاء جانشين ايشان وفاصله گرفتن طبقهحاکم از قشر عادي جامعه به واسطه ثروت وزر اندوزي ،موجبات حذف ونگراني از انجام فرايض ديني را در دل مسلمانان به وجود آوردوزندگي آنها را به سوي گوشه نشيني وعزلت سوق داد.

ابراهيم ادهم (وفات.161 هـ .ق) ،ابو هاشم صوفي( وفات 179 هـ .ق) ،حسن بصري ( وفات 180 هـ .ق) ورابعه عدويه( وفات 185هـ .ق) از بزرگان اين مکتب بوده اند.

رابعه عدويه اين طريق را متحول کرد ، رابعه عشق به پروردگار وديدار وپيوستن به حق ( وصال) را مطرح کرده است.البته در ابتداي شکل گيري تصوف،بعيد به نظر مي رسد که منظور از وصال رابعه وحدت يا مقام فنا باشد اما در هر صورت ،طريق رابعه در تصوف بيانگر اين مسأله است که در پايان سده اول هجري روح عرفان کم کم در زاهدان وعابدان تأثير گذار مي شود.

تصوف در قرن دوم هجري بسيار ساده وبه دور از هر گونه تکلف بوده است وبه روش سنت رسول اکرم(ص) دنبال مي شده است.

مکتب کشف وشهود:

گوشه نشيني با حفظ بسياري از اصول خود به سوي نوعي درون نگري کشيده شد که بر حالات روحي عارفان بي تأثير نبوده است .عارفان در اين مکتب معتقدند که نفس انسان گنجايش پذيرش انوار حق را در خود دارد .ابو عبدالله حارث بن اسد مغازي محاسبي (وفات 262 هـ .ق ) نقش به سزايي در ايفاي نظريه بينش درون نگري داشت . در حقيقت محاسبي به دنبال ايجاد تعادل بين اعمال انسانها واميال قلبي آنهاست.

محاسبي خشنودي خاطر را تنها با حفظ ظواهر شرع قبول نداشت.از نظروي آنچه که حائز اهميت بود ه است ،متفاوت نبودن حالات دروني با اظهارات بيروني است . از همه اينها گذشته از ديدگاه حارث محاسبي به احوالات دروني بيشتر اهميت داده مي شد تا به رفتار ظاهري.در اين زمان بود که صوفيه کم کم به اين نتيجه رسيدند ،نيت اعمال بسيار مهمتر از شکل ظاهري آن است .

مکتب بغداد که باعث ترويج ريا کاري در عبادت وامور ديني شده بود ،در برابرموج جديدي که تنها به نيت اعمال توجه داشت ونه به رفتار ظاهري آن ،به شدت برخورد کرد .اين برخورد منجر به ايجاد فرقه جديدي به نام ملامتيه شد.

شخصيت هاي برجسته اين فرقه :ابو حفض عمر بن سلمه حداد ( وفات 264-267 هـ .ق)   ابو صالح حمدون قصار ( وفات 271 هـ .ق ) وابو عثمان سعيد بن اسماعيل حيري ( وفات 298 هـ . ق) از نيشابور برخاسته بودند .

وظيفه اصلي انسان در فرقه ملا متيه اين گونه تعريف شده است:

  • رسيدن به کمال.
  • پاک ومنزه ساختن دل وانديشه ( نيت) از هر گونه شک وشبهه.
  • انجام کامل سنت ها وفرايض ديني.

انجام اعمال ديني واعتقاد (نيت) در اين مسلک سري است ميان بنده وخداوند که بايد بر همه پوشيده بماند. پيروان ملا متي همواره در پي انجام کارهايي برخلاف عرف جامعه بودند هدف آنها از اين کار ،خوار کردن نفس اماره وکتمان عبادتهايشان از نظر مردم بوده است .

تعاليم مکتب ملامتيه تنها مي توانست با رياکاري در سطح جامعه ودر بين عوام مبارزه کند.درين زمان مکتب بغداد ،رياي خوفناک تري را کشف مي کند و آن ريا وتظاهر در برابر خود بود .نظريه جديد مکتب بغداد به اين نکته اهميت مي دهد که اگر کسي به دنبال عبادات ورياضت هايي که بر خود روا داشته است شور وشعفي احساس کند و توقع پاداش داشته باشد اين ريا در برابر نفس است .در حقيقت آن را معامله اي با « تقدس» تلقي مي کردند .چنين سوداگري ،از هر گونه اطاعت خداوند به دور بود .

کسي که بيش از ديگران در بسط وگسترش اين تعاليم کوشش مي کرد ،ابو القاسم بن محمد بن جنيد خطاط ( وفات 299هـ. ق ) ملقب به « سيد طايفه» و « طاووس الفقراء» بود .

اصطلاح فنا براي اولين بار توسط طيفور بن عيسي ابن آدم سروشان بسطامي (بايزيد) وفات( 262-267 هـ .ق) مطرح شد ومورد حملات شديد مراجع مذهبي واقع شد.

بايزيد معتقد است انسان فناپذيري که عاشق حق است ،مي تواند به وسيله فنادر ذات معشوق يعني خداوند به بقا برسد .

بايزيد اين تفکر خود را از آيه قرآن گرفته است که مي فر مايد :« کل من عليها فان ويبقي وجه ربک ذو الجلال والا کرام .» ( هر که روي زمين است دستخوش مرگ وفنا ست وزنده ابدي ذات خداي منعم با جلال وعظمت است.)

از دل تعاليم جنيد وبايزيد ،افرادي همچون ابوالمغيث حسين منصور حلاج ( 244 – 309 هـ .

ق) ظهور مي کنند . حلاج در حالت فنا ،شطح مشهور « انا الحق » را بر زبان مي آورد.

 مکتب وحدت وجود :

در بين عرفاي و مسلمان ، اولين کسي که وحدت وجود را اساس تعليم درسي نظريه خويش قرار داد، محي الدين ابو بکر محمد بن علي بن عربي حاتمي طايي (560-638 هـ .ق) بود. و او از اهالي اندلس بود، محض اختصار نام او را ابن عربي مي خوانند.

مذهب ابن عربي بر اصل وحدت مبتني است . بر اين فکر که وجود امريست واحد که حق است و آنچه ما سوي الله است ديگر وجود حقيقي و مستقل ندارد.

 اساس تعاليم ابن عربي که همان وحدت وجود است اساس تعاليم او است در کتاب« فصوص الحکم است» . وحدت وجود محي الدين مبني بر اين فکر است که وجود حقيقتي واحد وازلي است. و تنها وجود واحد ازلي خداوند است. پس عالمي که ما در آن زندگي مي کنيم خود وجود حقيقي ندارد و وهم و خيالي بيش نيست . وجود حقيقي تنها از آن خداوند است و عالم با هم? مظاهر و اشکال گوناگونش چيزي نيست جز حقيقت واحد که همان وجود الهي است.

پس در تفکر ابن عربي جايي براي کلماتي مانند خالق و مخلوق باقي نمي ماند. بلکه فقط بايد از ديدگاه او وجود را نگريست که از يک نظر خلق است و در نظر ديگر حق و بين آن دو هيچ فرقي وجود ندارد. حال اين سؤال پيش مي آيد که اگر وجود حقيقت واحدي است، پس تفاوت بين حادث و قديم چيست و امور و حوادث عالم چگونه خلق مي شوند؟

بنا به عقيده محي الدين وجود حق داراي دو تجلي است، يکي تجلي ازلي ،که ابن عربي آن را فيض اقدس ناميده است و بوسيله آن اعيان در عدم ثابت مي مانند . وديگر «فيض مقدس» که بوسيله آن اعيان ثابت و در عدم در عالم محسوس ظاهر مي شدند.

تصوف در قرن سوم به رشد خود ادامه مي دهد و از سادگي ابتدائي قرون اوليه خارج مي شود . صوفيه به همراه ديگر اقشار جامعه به زندگي اجتماعي روي مي آورند و ديگر از گوشه نشيني و عزلت هاي طولاني خبري نيست. در قرن سوم هنوز جنب? عملي تصوف بر بعد نظري آن غلبه دارد . صوفيه در اين قرن به فراگرفتن علوم جديدي غير از قرآن و حديث روي مي آورد .

در قرن چهارم توسط ابو علي سينا (وفات 440 هـ.ق) با مباني حکمت در هم مي آميزد .

ابو طالب مکي در کتاب قوت القلوب خود ، تصوف را با موازين شرعي تطبيق مي دهد. افرادي چون محمد بن طاهر مقدسي در صفوه الصفوه و امام محمد غزالي در احيا ءالعلوم الدين در نفوذ و تأثير هر چه بيشتر تصوف نقش بسزايي را ايفا مي کنند . در اين قرن مباحث کلامي به تدريج وارد حوز? عرفان مي شود . رويت خداوند در جهان ديگر به عنوان يکي از افکار بحث انگيز مورد توجه قرار مي گيرد .

نفوذ علمي تصوف در قرن پنجم بيش از پيش توسعه مي يابد . در اين قرن مهم ترين کتاب هاي عرفاني تدوين و تأليف مي شوند که معروف ترين آنها کشف المحجوب هجويري (وفات 465هـ. ق)است . ختلاف و درگيريهاي کلامي بالا مي گيرد . مذهب شيعه در اين زمان سه جايگاه مقبولي دست مي يابد . چنانکه دو کتاب از چهار کتاب معتبر شيعه ، تهذيب و استبصار در اين زمان تأليف مي شوند.

 تصوف در قرن ششم از بحث هاي مغرضانه در مسائل کلامي دوري مي گزيند وجاي آن را وآزادي بيان مي گيرد. به همراه اين آزادي بيان، افرادي همچون ابوالفرج الجوزي(وفات 597هـ .ق) در کتاب تلبيس ابليس و سيد مرتضي بن داعي حسني رازي در کتاب « تبصره العوام في معرفه مقالات الانام » برصوفيه بسيار تاخته است.

تصوف در قرن هفتم به بزرگترين تحول خود نائل مي شود و آن تلفيق عرفان و حکمت اشراق توسط محي الدين ابن عربي ( وفات 638 هـ . ق) است.از اين جهت مي توان اورا بنيانگذار عرفان علمي معرفي کرد.

اگر در قرن هفتم عرفان به عنوان يک درس توسط ابن عربي تدريس مي شده است در قرن هشتم به صورت مدون مورد آموزش وتعليم قرار گرفت چنانکه محمد بن محمود آملي در کتاب نفايس الفنون علم تصوف را در کنار ساير علوم معرفي مي کند.

   در قرن نهم به علت توجه مراجع دولتي به خانقاهها تعداد صوفيان وفرقه هاي صوفيه افزايش مي يابد،اما از کيفيت وعمق تعاليم صوفيه کاسته مي شود.در اين زمان شريعت وطريقت به هم بسيار نزديک مي شوند .نوعي لا ابالي گري وبي بند وباري در بين صوفيان اين عصر رايج مي شود.

 نويسندگان پنج کتاب اصلي:

عبدالله بن علي سراج طوسي( وفات 378 هـ .ق):

 اللمع اثر ابو نصر سراج طوسي بي ترديد يکي از مهمترين متون اصلي صوفيه به شمار مي رود دلايل اهميت اين کتاب نوع نگاه مؤلف وپرداختن به مسائل شبهه ناک وغامض وحفظ تعادل در همه مباحث است .به همين دليل اکثر گروهها وفرقه هاي صوفيه آن را پذيرفتند.

عطار در تذکره الاولياء از کتاب او به نام «لمع» ياد کرده است.

جامي در کتاب نفحات الانس خود از کتاب ابونصر سراج با نام «لمعه» ياد مي کند.

همه خاندان ونياکان ابونصر سراج از عابدان صوفي بوده اند .اودر طريقت بيشتر جانب صحو وزهد را نگاه داشته است .او حتي سخنان شطح آلود صوفيه را نيز با موازين شرع وسنت تطبيق داده است.ابونصر سراج با دارا بودن اطلاعات وسيع در زمينه قرآن وحديث پيوسته مي کوشد که بين شريعت وطريقت آشتي برقرار کند .او بنياد تصوف اصلي را تنهاقرآن وحديث مي داند.

اگر سال وفات ابونصر سراج (378 هـ .ق) باشد وتاريخ تأليف کتاب سالهاي مياني عمراو حساب باشد ،تأليف کتاب به ظن قوي بين سالهاي (340-360هـ.ق) صورت گرفته است.

از نظر جامعيت واشتمال موضوعي ،تقريباًهمه آنچه که مربوط به طريق تصوف مي شده است در اين کتاب وجود دارد.

از دلايل مهمي که بر اعتبار کتاب اللمع مي افزايد ،استفاده مستقيم ابونصر سراج از اقوال وگفته هاي مشايخ تصوف است.

اللمع از حيث تأثيري که بر آثار عرفاني معتبر پس از خود داشته است ،در خور تأمل است.ابوحامد محمدغزالي در اثر عظيم خود«احياءعلوم الدين»بسياري از افکار ناب واصيل کتاب خود را از اللمع اخذ کرده است.

نکته ديگر در مورد شخصيت برجسته ابونصر سراج ،نوع برخورد عالمانه او با شطحيات حلاج وبايزيد بسطامي است.او با سعه صدر وبه دور از هر گونه تعصب افراطي ،آن شطحيات را به شيوه اي منطقي وبا حفظ موازين شرعي تفسير وتأويل کرده است.

ابوسعيد ابوالخير (وفات440هـ.ق)

گرچه کتاب اسرار التوحيدرا محمدبن منور ميهني نوشته است اما از آنجا که شرح حال ابوسعيد ابوالخير است در اينجا به زندگي قهرمان اين کتاب پرداخته مي شود.ابوسعيد ابوالخير در ميان مشايخ بزرگ تصوف ايراني يک نمونه استثنايي ومنحصر به فرد است.به طوري که مردم به او اعتقادبسياري داشته اند .در تعاليم بوسعيد ،روح انسان دوستي وخوش بيني وشادي وتعصب ستيزي موج مي زند. ابوسعيد قرائت قرآن را در ميهنه نزد محمد عنازي وادبيات عرب را در محضر ابو سعيد عنازي فرا گرفته است.

ابوسعيد توسط لقمان سرخسي به خانقاه ابو الفضل حسن سرخسي راه مي يابد وتحت تأثير سخنان پسر بوالفضل تغييرات روحي در او پديد مي آيد وعلوم رسمي را رها مي کند. بوسعيد بارها اعتراف مي کند که هر چه دارد از يک نظر پسر بو الفضل است .از بزرگاني که بوسعيد محضر درس آنها را درک کرده است مي توان از :ابو عبد الرحمن سلمي (وفات 412 هـ .ق) نام برد.ابوسعيد ابوالخير با مشايخ بزرگي همچون ابو الحسن خرقاني نيز ديدار داشته است.با همه حرف وحديث هايي که درباره به خاک سپردن کتابها توسط بوسعيد گفته شده است ؛اين نکته را همواره بايد مد نظر داشت که ابوسعيد يکي از دانشمندان طراز اول عصر خود بوده است ودر فقه وکلام وحديث سرآمد همه مشايخ به شمار مي رفته است.

عده اي از فقها ومحدثين زمان بوسعيد با او دوستي ومراوده داشته اند .افرادي چون :ابو محمد جوين،قاضي حسين مرو رودي(وفات 462هـ .ق) که از بزرگترين فقهاي شافعي قرن پنجم بوده ؛ابو علي سنجي (وفات 430 هـ .ق)،استاد اسماعيل صابوني(وفات 449 هـ. ق) ،خطيب بزرگ آن عصر ،قاضي ابوبکر حيري(وفات 421هـ. ق) ،امام بوالحسن روقي (وفات 496هـ. ق)وسيد طالب جعفري در طوس. بوسعيد به بايزيد بسطامي وحلاج ،بسيار ارادت ورزيده است .درمورد آزاد انديشي بوسعيد همين بس که به جاي فرا گرفتن اذکار واوراد رايج صوفيان ،از ابوالقاسم بشر ياسين ،يک رباعي فارسي فرا گرفته وپيوسته آن را تکرار کرده است :

بي تو جانا قرار نتوانم کرد                          احسان تو را شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زفان شود هر مويي                 يک شکر تو از هزار نتوانم کرد

استاد ديگري که بوسعيد از محضر او بسيار کسب فيض کرده است ،ابو الفضل حسن سرخسي است از استادان بزرگ خارج از حيطه خراسان ابوالعباس آملي از کساني بوده است که بو سعيد بسيار با اوحشرونشر داشته است .بو سعيد مدتي را در خانقاه او به سر مي برد وبدست او خرقه مي پوشد.بوسعيد گنجينه عظيمي از معارف واقوال صوفيه وتعليمات عرفاني را ،بيش از همه از ابوعبد الرحمن سلمي فرا گرفته است.استاد ابوعلي دقاق نيشابوري نيز در اوان راه تصوف تأثير به سزايي بر ابو سعيد گذاشته است.

برخي از مشايخ در مسائل نظري وعملي با او اختلاف نظر داشته اند مانند:ابو عبدالله باکويه،ابو مسلم فارسي،خواجه عبدالله انصاري و ابو القاسم قشيري يکي از افرادي که در تضاد وتقابل با بوسعيد قرار گرفته است ،احمد جام (ژنده پيل) (441-536هـ .ق است .هر چه اصول تعليمات ابوسعيد بر وابستگي وآزاد انديشي واخلاص است، زندگي وروح تعليمات ژنده پيل در خود خواهي وانتقام جويي وکين ورزي خلاصه مي شود. از منکران وحاسدان بوسعيد که بگذريم به افرادي همچون فريدالدين عطار نيشابوري مي رسيم. (وفات 618 هـ .ق) که بوسعيد را در تذکره الاولياء ستوده است. عبدالرحمن جامي (وفات898 هـ .ق) در کتاب نفحات الانس من حضرات الانس خود اورا باالقابي همچون «سلطان وقت» ،«جمال اهل طريقت» و« مشرف قلوب» ياد کرده است. بوسعيد در مسائل فقهي پيرو مذهب شافعي بوده است.بوسعيد معتقد است که همه مشکلات

وگناهان از خود خواهي وتظاهر ناشي مي شود.او هرگاه مي خواهد درباره خود سخني بگويد از لفظ «من» استفاده نمي کند وپيوسته از کلماتي مثل «ايشان» استفاده مي کند.

 

(ممکن است هنگام انتقال از فايل ورد به داخل سايت بعضي متون به هم بريزد يا بعضي نمادها و اشکال درج نشود ولي در فايل دانلودي همه چيز مرتب و کامل است)

متن کامل را مي توانيد دانلود نمائيد

چون فقط تکه هايي از متن پايان نامه در اين صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولي در فايل دانلودي متن کامل پايان نامه

همراه با تمام ضمائم (پيوست ها) با فرمت ورد word که قابل ويرايش و کپي کردن مي باشند

موجود است

دانلود فایل

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.