دانلود متن کامل پايان نامه رشته حقوق با موضوع نفقه از نظر فقهاي اسلام

دانلود متن کامل پايان نامه رشته حقوق با موضوع نفقه از نظر فقهاي اسلام

دانلود-متن-کامل-پايان-نامه-رشته-حقوق-با-موضوع-نفقه-از-نظر-فقهاي-اسلام

 

 

 

 

 

 

 

 

در اين پست مي توانيد متن کامل اين پايان نامه را  با فرمت ورد word دانلود نمائيد:

 

گفتار اول- تعريف نفقه:

بند اول- معناي لغوي نفقه:

براي نفقه معاني مختلفي در کتاب هاي لغت بيان شده است از جمله:

ريشه ي معناي نفقه را صرف و خرج و آنچه که از دراهم کم و فاني شود، مي دانند. همانگونه که در المنجد آمده «نفق ، ينفِقُ ، نفقاً = فقد و فني و قُل » (چيزي کم و فاني شد)[1].

بعضي ديگر نفقه را به معناي آنچه که از دراهم بخشيده شود بيان کرده اند مثل اقرب الموارد که   مي نويسد: « اسمٌ مِن الاِنفاق و ما تَنفُقُه مِن الدّراهَم و نَحوِها» [2]

و برخي کتب لغت علاوه بر معاني بالا به معناي زاد و توشه و همچنين آنچه که زوج براي همسرش خرج مي کند مثل طعام و لباس و مسکن و غيره اشاره دارد.

بالاخره گفته اند نفقه به فتح نون و فاء و قاف مصدر است از باب افعال و جمع آن نفاق و انفاق و نفقات است.[3]

و در فرهنگ لغات فارسي هم به معني هزينه و خرج و خرجي و روزي و مايحتاج آمده است[4]

بند دوم- معناي اصطلاحي نفقه:

تعريف اصطلاحي نفقه را از دو منظر مورد بررسي قرار مي دهيم، ابتدا نظر فقهاي اسلام را در ارتباط با نفقه بيان مي کنيم و سپس به مواد قانوني مرتبط و بحث در اين خصوص مي پردازيم.

الف- نفقه از نظر فقهاي اسلام:

اکثر فقهاي شيعه نفقه را به معناي «لباس، غذا، مسکن و … » مي دانند[5]. همچنين علماي عامه و حقوقدانان اسلامي نيز نفقه را همان لوازم ضروري زندگي و احتياجات مادي که فرد براي همسر و بستگان خود انفاق مي کند، مي دانند[6].

در اسلام، موجبات نفقه ، در زوجيت، قرابت و ملک[7] احصاء شده است و از نظر فقهي و حقوقي، تأمين مخارج و هزينه هاي خانواده به عهده ي مرد است ولذا هزينه ها و مخارج متعارف زن هم به عنوان بخشي از خانواده به عهده ي مرد است و در عين حال مرد حق سلطه و استثمار زن را ندارد.

ب- نقه از نظر قانون مدني:

قانون مدني ايران در ماده 1106 مقرر مي دارد: «در عقد دائم نفقه زن به عهده ي شوهر است.» و ماده 1107 مي گويد: «نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البيت که به طور متعارف با وضعيت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم يا احتياج او به واسطه ي مرض يا نقصان اعضاء»

بنابراين اين مزيتي است که قانونگذار ايران براي زن قايل شده است و به موجب آن زن مي تواند از شوهر مطالبه ي نفقه کند.

در مورد زوجه ي غايب نيز ماده 1205 قانون مدني مقرر مي دارد:

« در موارد غيبت يا استنکاف شوهر از پرداخت نفقه ، چنانچه الزام کسي که پرداخت نفقه به عهده ي اوست ممکن نباشد، دادگاه مي تواند با مطالبه ي افراد واجب النفقه به مقدار نفقه از اموال غايب يا مستنکف در اختيار آنها قرار دهد…»

اين حکم قانون مدني مبتني بر دلايل متعددي به شرح ذيل مي باشد:

  • يک علت واجب بودن نفقه زن بر مرد احتباس زن است، همچنين به اين علت که زن از مرد تمکين مي کند و بدون اجازه ي او حق خارج شدن از منزل را ندارد و هر کسي که تحت اراده ي ديگري زندگي کند، نفقه اش بر عهده ي او خواهد بود و در مورد زوجه هم همين امر صادق است.[8]
  • مسئوليت رنج و زحمات طاقت فرساي توليد نسل از لحاظ طبيعت بر عهده ي زن گذاشته شده و آنچه در اين کار از نظر طبيعي برعهده ي مرد است يک عمل لذت بخش آني بيش نيست.[9]
  • زن و مرد از نظر نيروي کار و فعاليت هاي خشن توليدي اقتصادي مشابه و مساوي آفريده نشده اند بلکه مرد قوي تر از زن است، همچنانکه بعضي در تفسير آيه ي « الرّجال قوامون علي النساء» علت قوام بودن مرد را برتري قدرت بدني او مي دانند.[10]
  • باقي ماندن زن يعني باقي ماندن جمال و نشاط و غرور زن، مستلزم آسايش بيشتر و تلاش کمتر و فراغ خاطر زيادتري است.[11]
  • زن از جنبه ي مالي و مادي متکي به مرد آفريده شده و مرد از جنبه ي روحي متکي به زن و زن بدون اتکاء به مرد، نمي تواند نيازهاي فراوان مادي خود را رفع کند ، از اين رو اسلام، همسر قانوني را نقطه ي اتکاءِ زن معين کرده است.[12]
  • احتياج زن به پول و ثروت از احتياج مرد زيادتر است ، زيرا تجمّل و زينت جزء زندگي زن و از احتياجات اصلي اوست.[13]

لذا يکي از وظايف مهمي که در دوران زناشويي متوجه مرد است ، همانا وظيفه ي انفاق و تکفّل معيشت زن است ، محروم نمودن زن از حق انفاق و مکلف نمودن او به شرکت در تهيه ي مايحتاج زندگي مستلزم آن است که زن در امور اجتماعي و مشاغل عمومي شرکت جويد و اين الزام موجب آن است که زن از کارهاي اختصاصي خود مانند بارداري، وضع حمل ، پرورش کودک و انجام امور خانه بازماند ، اين است که شريعت اسلام زن را از شرکت در پرداخت هزينه ي زندگي معاف کرده است و نفقه او را در هر حال به عهده ي مرد گذارده است.[14] و اين امر هم به علت رياست مرد بر خانواده است، بدين معنا که چون رياست خانواده بر عهده ي مرد است ، قانونگذار او را موظف به تأمين معاش خانواده مي داند يعتي تکليف شوهر به دادن نفقه از توابع رياست مرد بر خانواده است.

گفتار دوم- ادله ي وجوب نفقه :

در اين گفتار به بررسي دلايلي از قرآن و سنت و همچنين اجماع فقها که بيانگر وجوب نفقه بر مرد است مي‌پردازيم.

بند اول ادله ي وجوب نفقه در قرآن کريم:

براي اينکه به بررسي مبحث نفقه بپردازيم مهمترين منبع و بهترين منبع قرآن کريم است. در قرآن کريم آيات متعددي راجع به نفقه آمده است.

ما با مراجعه به تفاسير تعدادي از اين آيات را بيان مي کنيم:

  • فَاِن خفتم اَلا تَعدِلوا فَواحِدَ{ً اَو ما مَلَکت اَيمانُکُم ذلک اَدنيQ اَلاّ تَعُولُوا. [15]

قرآن کريم در آيه ي 3 سوره ي نساء در ضمن بيان مسئله ي تعد زوجات مي فرمايد: اگر ترس داريد که ميان زنان به عدالت رفتار نکنيد و از عهده ي تکاليف خود برنياييد به زن يا به کنيزان اکتفا کنيد که آن به عدالت و عدم تجاوز به حقوق آنها نزديکتر است. در اين آيه خداوند تبارک و تعالي حد نهايي داشتن همسر را براي مردان تا چهار زن تعيين مي فرمايد و علاوه بر ان مردان را به عدالت در خصوص زنان دعوت مي کند و عدم پرداخت نفقه يک شکل از جور و عدم رعايت عدالت است.

شيخ طوسي (ره) [16] در تفسير آن آيه مي فرمايدک «الا تعولوا» چند معنا دارد و معناي صحيح آن «الاّ تجوروا» است يعني اگر ترس داريد به زنان جور و ستم شود پس يک زن اختيار کنيد يا حتي به کنيزان اکتفا نماييد پس ستم کردن به زنان به هر شکلي ممنوع است.

شيخ طبرسي در تفسير ان آيه « الاّ تعولوا» را به معناي «الاّ تجوروا و تميلوا» معنا مي کند. البته در تمام معاني تساوي حقوق بين زنان متعدد، نه فقط نفقه بلکه از قَسم [17] ، نفقه و ساير وجوه تسويه را شامل مي شود. ايشان معتقد است اگر معناي « ادني الاّ تعولوا» را «ادني ان لا تکثر عيالکم » معنا کنيم اين داراي ضعف است زيرا در خود آيه دليلي بر ابطال اين استدلال وجود دارد به اين دليل که ادامه ي آيه که مي فرمايد : «او ما مَلکت ايمانکم» معلوم مي کند که آنچه که همسران در نفقه به آن محتاج هستند، عين همان موارد در نفقه کنيزان هم بايد رعايت شود.[18]

علامه طباطبايي هم در تفسير اين آيه معتقد است که دليل آيه بر اينکه تخصيص به کنيزکان زده ، نه اينست که در مورد آنان ظلم و تعدي جايز است، زيرا خداوند ظلم را دوست نداشته و هرگز آن را بر بندگان خود روا نمي دارد ، بلکه مراد اين است که چون در مورد کنيزان حقي از نظر وقت منظور نشده، رعايت عدالت در مورد آنان آسانتر است و معناي اين قسمت آيه که مي فرمايد «الاّ تعولوا» را چنين بيان مي دارند: اين روش که تشريع شده ، به عدالت و عدم تجاوز به حقوق نزديکتر است ، اين جمله با حکمتي که در آن ذکر شده دلالت مي کنند که اصولاً اساس تشريع در احکام نکاح بر پايه ي عدل و منحرف نشدن و تجاوز نکردن به حقوق گذارده شده است»[19]

 

 

 

(ممکن است هنگام انتقال از فايل ورد به داخل سايت بعضي متون به هم بريزد يا بعضي نمادها و اشکال درج نشود ولي در فايل دانلودي همه چيز مرتب و کامل است)

متن کامل را مي توانيد دانلود نمائيد

چون فقط تکه هايي از متن پايان نامه در اين صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولي در فايل دانلودي متن کامل پايان نامه

همراه با تمام ضمائم (پيوست ها) با فرمت ورد word که قابل ويرايش و کپي کردن مي باشند

موجود است

دانلود فایل

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.