تحقیق درباره سیاست رضاخان در برابرمذهب و روحانیت

تحقیق درباره سیاست رضاخان در برابرمذهب و روحانیت

تحقیق-درباره-سیاست-رضاخان-در-برابرمذهب-و-روحانیتلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ويرايش و آماده پرينت )
تعداد صفحه : 22 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏2
‏سياست رضا خان در برابر مذهب و روحانيت
‏مقدمه
‏در بررسى ديدگاه دستگاه حكومتى ايران ـ پس از به قدرت رسيدن رضا خان ـ نسبت ‏به دين و طبقه روحانيان، نكات چندى را بايد در نظر داشت:
‏1- ‏نمى‏ ‏توان اثرات مقدمات فكرى نهضت مشروطه را ناديده انگاشت. آنچه رضا خان ‏در طول سلطنت خود انجام داد، در واقع تبلور خواست‏ ‏ها و آرمان‏ ‏هاى گروهى از ‏روشنفكران دوران مشروطه بود. مسئله‏ ‏ى انفكاك قوه‏ ‏ى سياسى از روحانى، چيزى نبود كه ‏از طرف پهلوى عنوان شود، بلكه وى عامل اجراى اين مهم بود.
‏2- ‏در قدم بعد، رابطه‏ ‏ى حكومت و مذهب در ايران را بايد در چارچوب متأثر از ‏تغييرات سريع تركيه بررسى كرد. اخبار پيروزى ترك‏ ‏هاى جوان و اقدام‏ ‏هاى كمال آتاتورك ‏بسرعت در ميان قشر روشنفكران ايران منتشر مى‏ ‏شد و مورد استقبال قرار مى‏ ‏گرفت. در ‏موارد بسيارى هدف، محتوا، و حتى شيوه‏ ‏ى اجراى اقدام‏ ‏هاى فرهنگى از الگوى تركيه ‏اقتباس شد.
‏3- ‏مسئله‏ ‏ى ديگرى كه بايد در تحليل مورد توجه قرار گيرد، تفكيك بين ابعاد ‏فردى و اجتماعى دين است. آنچه در دوران رضاخان مورد هجوم قرار گرفت، ابعاد اجتماعى ‏و ظواهر خارجى ديندارى بود و الاّ مانعى براى انجام عبادات فردى و مناسك شخصى وجود
‏2
‏نداشته است.
‏4- ‏مهم‏ ‏ترين نكته‏ ‏ى اين تحليل آنكه، حمله به ظواهر خارجى مذهب خود هدف نبود، ‏بلكه وسيله‏ ‏اى براى يك مقصد اصلى‏ ‏تر قلمداد مى‏ ‏شد. آنچه در دوران رضا خان اهميت ‏ويژه‏ ‏اى داشت، تشبّه به غرب در همه‏ ‏ى شئون زندگى و رفع عقده‏ ‏ى حقارت در مقابل ‏بيگانگان بود. لذا، هر عاملى كه در مقابل اين هدف مقاومت مى‏ ‏كرد، لزوماً بايد حذف ‏مى‏ ‏شد. حال، اگر اين عامل مقاوم سنت‏ ‏ها بود، بايد برچيده مى‏ ‏شد و يا اگر افرادى ـ ‏به هر لباس ـ با اين هدف ناسازگارى داشتند، بايد تحت فشار قرار مى‏ ‏گرفتند.
‏شكل گرفتن ديدگاه رضا خان نسبت به روحانيت
‏خاطره نويسان دوران بيست ساله، بعضى گرايش‏ ‏هاى مذهبى فردى را در رضا خان ‏مورد تأييد قرار داده‏ ‏اند. اما، اين نقل احوال تنها در حوزه‏ ‏ى رفتار شخصى است و در ‏حوزه‏ ‏ى برخورد حكومت با روحانيت به عنوان يك قدرت اجتماعى ـ جايى براى احساسات ‏مذهبى وجود ندارد. رضا خان مذهب را نه يك هدف، بلكه يك وسيله تلقى مى‏ ‏كرد، كه گاه ‏مفيد و گاه مضر است و گاه بايد از آن استفاده و گاه بايد آن را تضعيف كرد. وى در ‏تاجگذارى خود نيز به اين نكته اشاره كرد كه علت ارج نهادن وى به مذهب، نقش آن در
‏3
‏وحدت ملى است و نه چيز ديگر.
‏به نظر مى‏ ‏رسد، ديدگاه رضاخان نسبت به طبقه‏ ‏ى روحانيت ـ به عنوان يك صنف ‏اجتماعى ـ به شدت متأثر از تجربيات شخصى و القائات اطرافيان بوده است. وصيت نامه‏ ‏ى ‏سر اردشير ريپورتر سند مهمّى براى بررسى چگونگى شكل گرفتن باورهاى ابتدايى رضاخان ‏نسبت به روحانيت است. ريپورتر بعد از آن كه شرح مى‏ ‏دهد چگونه رضا خان را از معايب ‏روحانيت آگاه كرده است، مى‏ ‏نويسد: «رضا خان از كسانى كه مذهب را وسيله‏ ‏ى سودجويى ‏شخصى و جاهل و خرافاتى نگاه داشتن مردم قرار مى‏ ‏دهند، بيزار بود…»
‏اين ديدگاه ـ كه از سوى برجسته‏ ‏ترين مأمور انگليسى در ايران به رضا خان القا ‏مى‏ ‏شد ـ نتيجه‏ ‏اى جز بدبينى مفرط نسبت به روحانيت نداشت. وى روحانيان را رقيب قدرت ‏خود و مانع پيشرفت كشور مى‏ ‏دانست و با پيگيرى سياسى تدريجى، آنان را ابتدا از ‏صحنه‏ ‏ى سياسى و اجتماعى و سپس از هر گونه ابراز وجود محروم كرد. در فاصله‏ ‏ى كودتاى 1299 ‏تا شهريور 1320، روابط دولت با روحانيت مراحل مختلفى را سپرى كرد.
‏از كودتا تا اتمام دوره‏ ‏ى وزارت جنگ

 

دانلود فایل

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.