تحقیق درباره ريشه هاي اجتماعي ـ فرهنگي شكستها و تدابير جبراني

تحقیق درباره ريشه هاي اجتماعي ـ فرهنگي شكستها و تدابير جبراني

تحقیق-درباره-ريشه-هاي-اجتماعي-ـ-فرهنگي-شكستها-و-تدابير-جبرانيلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ويرايش و آماده پرينت )
تعداد صفحه : 24 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏ريشه هاي اجتماعي ـ فرهنگي شكستها و تدابير جبراني
‏متداول
‏يكي از ريشه هاي مهم شكستهاي تحصيلي مربوط به ساختارهاي مسلماً بسيار به هم مرتبط ـ جامعه و مدرسه در سطوح مختلف آنها مي شود پ . بورديو و پاسرون دقيقاً نشان داده اند كه چگونه سازمان آموزش سعي دارد جامعه را در همان وضع و با همان سلسله مراتب در خود بازسازي كند . با اين حال غالباً در مدرسه وجود نيروي دگرگوني اجتماعي بالقوه اي تشخيص داده شده است . گر چه از اين لحاظ بايد از هر گونه خيال پردازي خودداري كرد و اگر چه مدرسه به خودي خود رهايي بخش نيست اما نقش آن در يك جامعه دموكراتيك نمي تواند مشروع دانستن تفاوت گذاريهاي اجتماعي ـ اقتصادي بين دانش آموزان و حتي تأييد اين امر باشد . عقيده منفي گرايانه اي كه بر حسب آن مدرسه بدون يك انقلاب سياسي و اجتماعي كامل داراي قدرتي نخواهد بود ديگر پذيرفتني نيست زيرا اگر اين اصل هم قبول شود ياراي آن را ندارد كه تاريخ و اثرات آن را پيش بيني كند . سازمانهاي آموزشي نيرويي را در اختيار دارند كه از آن بايد براي كاستن از مشكلات پيچيده اجتماعي ـ فرهنگي استفاده كنند از اين راه كه به دانش آموزان خود پذيرش و تربيتي را تفويض كنند كه تا حدي رهايي بخش آنان از رنج نابرابريهاي اجتماعي ـ اقتصادي باشد . نابرابريهايي كه تا كنون تحمل كرده اند و هم اكنون متحمل مي شوند .
‏1ـ همپوشي ريشه هاي اجتماعي ـ آموزش و شخصي‏ ‏: يك تحليل موجز در مورد ريشه هاي اجتماعي ـ آموزشي تعداد معتنابهي از شكستهاي تحصيلي نشان خواهد داد كه چگونه والدين معلمان و اصلاح گرايان مي توانند به خشكاندن آنها كمك كنند .
‏در اين فصل و همچنين فصول بعدي ما در صدد تفكيك ريشه اجتماعي از ريشه آموزش بر نخواهيم آمد : زيرا اين دو بنا به دلايل بسيار از يكديگر جدايي ناپذير هستند و اين امر در طول اين تحقيق مورد تأييد قرار خواهد گرفت بارزترين نشانه اين پيوند ناگسستني در امكاناتي به چشم مي خورد كه مدرسه و همچنين خانواده از لحاظ دخالت مؤثر در اين رابطه علت و معلولي به هم پيوسته در اختيار دارند .
‏رابطه بين بالا بودن سطح اجتماعي والدين و موفقيت تحصيلي دانش آموز كه تا مدتها ناشناخته مانده بود بالاخره بلامنازع از آب در آمد و ما در اين مقام درصدد به تأييد مجدد رساندن آن بر نمي آييم . ليكن به منظور نشان دادن گستره اين واقعيت كار خود را در اين مبحث از اين پس پربار به ارائه دو رشته آمار يكي آمار تحصيلي و ديگري آمار روان سنجي محدود مي كنيم .
‏تحقيق روان سنجي باشر و روشلن بين دانش آموزاني كه والدينشان به مشاغل دو انتهاي نردبان اجتماعي ( مشاغل آزاد و مناصب عالي از يك سو و مزدبگيران زراعي از سوي ديگر ) اشتغال دارند فواصلي تا 29 نمره در آزمونهاي كلامي و 7 نمره در تستهاي غير كلامي نشان مي دهد . موضوع قابل اهميت آن كه اين تفاوتها تنها از 18 ماهگي تا دوسالگي به بعد ديده مي شوند يعني سني كه در آن تاثير محيط آغاز به محسوس واقع شدن مي كند . ضمناً در واقع اين همان سني است كه در آن اكتسابهاي وراثتي آغاز به ظهور مي كنند . در صفحات بعد شاهد جدال در مورد وراثت و محيط خواهيم بود و هدف تنها مطرح ساختن نظري اين بحث نيست بلكه اين كار به منظور تأييد آن است كه ظاهراً بايد هر چه زودتر خود را از سياست كنار بكشيم . ما در اين مقام بيشتر به تحليل برخوردهاي سهمگين و شايد جبران پذير محيطهاي اجتماعي ـ فرهنگي تا بدان حد متفاوتي خواهيم پرداخت كه دانش آموزان متعلق به آنها در عين حال از اين پس به نحو بدون تمايزي در آموزش جمعي به دور هم گرد خواهند آمد .
‏بارزترين برخورد مربوط به بازي پيچيده محيط اجتماعي خانواده و شخصيت يعني سطح آروزهاي دانش آموز است .
‏2ـ موقعيت اجتماعي اقتصادي دانش آموز و سطح آروزهاي او‏ : ‏سطح آرزوهاي دانش آموز متعللق به محيط سرمايه داري را دانش آموز متعلق به يك خانواده معلم يا نظامي يا كارمند يا كارگر يدي و يا كشاورز روستايي كاملاً متفاوت است و همين تفاوتهاي كمي و كيفي به توجيه فاصله با نتايج تحصيلي و وفور بسيار زياد شكستهاي ‏تحصيلي در طبقات اجتماعي كم انگيزه تر و كم تشويقتر به رغم وجود سطح تواناييها و شخصيت برابر ، كمك مي كند . تحقيقاتي ترديد ناپذير به اثبات رسانده اند كه تا چه حد ‏«‏موقعيت‏»‏ دانش آموزان در برابر آموزش تا حد زيادي بستگي به موقعيت گروه خانواده او در مقابل گروه عظيم اجتماعي دارد. در سطح اجتماعي ممتاز موقعيت خانواده براي دانش آموز يك نمونه است اما در عين حال يك ايمني حمايتي نيز هست . در خانواده هايي در سطوح پايينتر ، شروع به تحصيلاتي ناشناخته ، انديشيدن به امتحاناتي دوردست ، مواجه شدن با متوني كه آنها را مشكل مي پندارد ، در حالي كه ديگران با آرامش دربارة آنها بحث مي كنند ، موقعيتهايي بشمار مي روند كه بسهولت ايجاد نگراني مي كنند . در برابر دشواريهاي اجتناب ناپذير تحصيلات دانشگاهي خانواده هاي حائز آرزوهاي سطح بالا متوقع هستند كه فرزندانشان ارتقاي اجتماعي خود را بيابند و يا آن را پشت سر گذارند . در نتيجه از آنان حمايت مي كنند ، به تشويق آنها مي پردازند ، به آنها ياري مي دهند و ديگران را به كمك آنان وا مي دارند . بالعكس و به شيوه اي نه هميشگي ليكن معمول ، خانواده هاي در موقعيت اجتماعي ـ فرهنگي پايين (كارگران متخصص ، كارمندان در سطح مشابه ، روستاييان ) از خود آرزوهايي در سطح ضعيف نشان مي دهند . اينان در برابر تحصيلاتي كه نكرده اند داراي احساس فلج كنندة دست نيافتني بودن و تسليم بلا شرطي مي شوند كه به فرزندان خويش نيز آن را منتقل مي سازند و يا براحتي مي پذيرند كه آنان نيز چنين احساسي داشته باشند . از همين جا است تعداد زياد كودكاني كه از آغاز دورة كودكستان و دبستان اين احساس را پديد مي آورند كه گويي غايب زندگي مي كنند و كارشان محدود به انجام حركات و كلماتي تكراري است . به سبب فقدان انگيزش اجتماعي ـ خانوادگي ، اجتماعي شخصي و منشي ، البته سواي مواردي كه در آنها يك توانايي ذهني خوب به مرتفع ساختن اين كمبود مي شتابد ، در كلاسها و دوره ها و مدارس به صورت افرادي واقعاً غير ذينفع حضور مي يابند و چون فكر مي كنند آنچه را كه از آنان انتظار مي رود بخوبي نمي دانند ، تا همين اواخر ، پايان تعليمات اجباري (15 يا 16 سالگي در غالب كشورهاي اروپايي ) را انتظار مي كشيدند تا بيكار بمانند و يا در ساده ترين و كم دستمزد ترين مشاغل بازرگاني ، صنعتي يا كشاورزي استخدام شوند . حال آن كه اگر كمكهاي رواني تربيتي وجود داشت نخست تحقيق مي كرد كه آيا اين بي علاقگيهاي به صورت شكست ، ناشي از نقيصة ذهني هستند يا كمبود انگيزش مرتبط با موقعيت اجتماعي خانوادگي و همراه با عدم تحرك مربوط به هوش . يك آزمون روان سنجي تقريباً با اطمينان روشن مي كند كه سطح هوش ذاتاً مناسب هست يا نه و در صورت مثبت بودن پاسخ يك كمك رواني ـ آموزشي داير بر تلاشهاي خاص خود ، به ياري خود دانش آموز و احتمالاً والدين او ، راههاي انجام يك روان درماني مختصر را پيدا خواهد كرد . غالباً ، اين خدمات خواهد توانست چنين دانش آموزاني را از اين بي انگيزشيهاي مبهم كه موجب رخوت يا فلج آنها شده است برهاند . جاي تبريك دارد كه برخي از معلمان خود بدين مهم مي پردازند .
‏ضمناً بايد دانش آموزاني را يادآور شد كه حتي اگر به طبقه اجتماعي غير محرومي تعلق دارند ، اين بار در موقعيت صرفاً خانوادگي خود ، با تشويقهاي مناسبي براي فعاليت مواجه نمي شوند . چنان كه خانواده هاي از هم گسيخته، والدين متخاصم ، محيطهاي خانوادگي خفقان آور ، سختگير يا بالعكس ، بي اعتنا ، شل و ول يا پراكنده اغلب غير مشوق هستند . در اين جا نيز در عين حال واكنش دانش آموزان بسته به منش آنهاست ؛ زيرا در صورت كم هيجان و ‏«‏نخستيني‏»‏ بودن ، نسبتهً بسهولت با موقعيت خانوادگي خويش سازگار مي شوند ، حال آن كه در صورت هيجاني و

 

دانلود فایل

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.